دوگانه «شفافیت» و «حفظ اسرار» اقتصادی؛ قرآن چه می‌گوید؟

دوگانه «شفافیت» و «حفظ اسرار» اقتصادی؛ قرآن چه می‌گوید؟

حجت‌الاسلام والمسلمین غلامعلی معصومی‌نیا، عضو هیئت‌علمی گروه اقتصاد دانشگاه خوارزمی، در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، به بیان نکاتی درباره ویژگی‌های مدیریت صحیح اقتصادی در قرآن کریم پرداخت و اظهار کرد: یکی از مسائلی که می‌توان در زمینه مدیریت اقتصادی از قرآن استفاده کرد، راجع به «حفظ اسرار اقتصادی» است.
وی افزود: وقتی در دوران حضرت یوسف(ع) قرار بود بحران به وجود بیاید، ایشان به پادشاه فرمودند: «قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ؛ {يوسف} گفت مرا بر خزانه‌‌هاى اين سرزمين بگمار كه من نگهبانى دانا هستم» (یوسف/۵۵) وی به پادشاه مصر فرمود من را به عنوان خزانه دارد انتخاب کن چون دو خصلت دارم که هم محرم اسرار مملکت و هم کاردان هستم.
معصومی‌نیا ادامه داد: حفیظ به کسی اطلاق می‌شود که اسرار کشور را حفظ می‌کند تا اقتصاد کشور در مقابل قحطی و بحران مقاوم بماند. در شرایط عادی هم حفظ اسرار اقتصادی از اوجب واجبات است. حال تصور کنید که در شرایط بحرانی اقتصادی، چگونه باید رفتار کرد.
این پژوهشگر اقتصاد اسلامی یادآور شد: امروزه در اقتصاد، یکی از رموز تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، حفظ اطلاعات است و اگر دولت بتوانند اطلاعات سیاست‌هایی که قرار است پیاده کند را محفوظ نگه دارند در مدیریت اقتصاد موفق خواهد بود.
وی گفت: فرض کنید دولت قصد دارد در زمینه صادرات و واردات، سیاست‌هایی را اعمال کند که اگر این اطلاعات درز پیدا کند، عده‌ای سوء‌استفاده کرده و ثروت‌های کلانی را به جیب می‌زنند و به ضرر مردم تمام می‌شود؛ بنابراین در شرایط اقتصادی همانند شرایط حضرت یوسف(ع) اگر کسی امین و حفیظ نباشد ممکن است اطلاعات به بیرون درز کند و سیاست و برنامه حضرت یوسف برای عبور از بحران موفق نباشد به همین دلیل ایشان بر لزوم حفظ اسرار اقتصادی تأکید کردند.
عضو هیئت‌علمی دانشگاه خوارزمی درباره اهمیت شفافیت‌اقتصادی نیز گفت: الان در کتاب‌های اقتصادی، عده‌ای مخالف شفافیت اقتصادی هستند و عده‌ای معتقدند باید عموم مردم از اطلاعاتی که باید افشا شود، مطلع شوند.

382887_371

معصومی‌نیا افزود: در شرایطی لازم نیست همه مردم از اطلاعات اقتصادی اطلاع داشته باشند و مثلا دولت قصد دارد یک سیاست پولی پیاده کند تا ارزش پول ملی حفظ کند، در چنین شرایطی به صلاح نیست که همه مطلع باشند؛ چراکه افرادی که تمکن مالی دارند، با خرید ارز، بازار را مختل کرده و خلاف مصالح عمومی عمل می‌کنند اما گاهی اوقات اقتضاء می‌کند که اطلاعات در اختیار همه مردم گذاشته شود؛ مثلا اطلاعات کیفیت کالاها و اطلاعات از سیاست‌های کلی که همه باید مشارکت کنند تا به درستی اجراء شود.
وی ادامه داد: اما اگر حضرت یوسف(ع) در همان روز اول اعلام می‌‌کرد که قرار است هفت سال رونق اقتصادی و هفت سال خشکسالی شود، عده‌ای گندم‌ها را ذخیره کرده و سپس سال‌های بعد سوء‌استفاده کرده و نظم اقتصادی را مختل می‌کردند اما حضرت یوسف کاری کرد که بدون اینکه اطلاعات درز کند، علاوه بر ترغیب مردم به فعالیت کشاورزی، به انبار کردن محصولات مورد نیاز هم اقدام می‌کرد و بعد از هفت سال بود که مردم فهمیدند چرا حضرت یوسف چنین کاری را انجام می‌داد.
عضو هیئت‌علمی داشگاه خوارزمی به ویژگی دوم مدیر اقتصادی اشاره کرد و گفت: ویژگی دوم مدیریت صحیح اقتصادی در قرآن کریم که ویژگی حضرت یوسف(ع) نیز بود، «تخصص» است. حضرت یوسف(ع) فرمود: چون من کاربلد هستم اداره امور را به من بدهید. این در حالی است که واگذار کردن اداره امور اقتصادی به افراد ناتوان باعث آسیب‌های جدی به مملکت خواهد شد.
معصومی‌نیا با اشاره به روایتی از حضرت علی(ع) گفت: امیرالمؤمنین علی(ع) در روایتی می‌فرماید: «يستَدَلَّ عَلَي ادبارِ الدُّوَلِ بِاَربَعٍ: تَضييعِ الاُصولِ وَ التَّمَسُّکِ بِالفُرُوعِ وَ َتقديمِ الاَراذِلِ وَ تَاخيرِ الاَفاضِلِ» یعنی علامت نابودی حکومت، چهار چیز است که اولا مسائل اصلی را فرعی کرده و دوم اینکه مسائل فرعی را اصلی کنیم، مسئله سوم دادن پست و مقام به اراذل و اوباش و چهارم، طرد افرادی است که علم و برتری دارند.
وی ادامه داد: اگر یک مجری و مدیر حکیم و عالم سرکار باشد چنین اتفاقاتی رخ نمی‌دهد و به همین دلیل حضرت یوسف(ع) فرمودند: من کاربلد هستم. اگر در کشور ما همه سیاست‌گذاری‌های اقتصادی به افراد کاردان واگذار شود، جامعه سعادتمند خواهد شد ولی اگر مدیریت اقتصادی به دست افراد غیرکاربلد و صرفا براساس روابط واگذار شود، اقتصاد کشور ویران خواهد شد.
عضو هیئت‌علمی دانشگاه خوارزمی افزود: حضرت علی(ع) در نامه ۵۳ نهج‌البلاغه به مالک اشتر می‌فرماید: اول مملکت را بساز و بعد مالیات بگیر که اگر حاکمی مدام از مردم مالیات بگیرد اما اقتصاد کشور را نسازد، هم مملکت و هم مردم را نابود می‌کند.
این پژوهشگر اقتصاد اسلامی یادآور شد: در زمان حضرت موسی(ع) اتفاقی افتاد که البته مدیریت اقتصادی در سطح کلان نبود. در آن ماجرا، دختر حضرت شعیب(ع) به پدرش گفت: این موسی، شخصیت عظیم و بزرگی است، کارها را به دست وی بسپار که وی بهترین شخص برای به دست گرفتن زمام امور است.
وی به ویژگی سوم اشاره کرد و گفت: «توانا بودن»، سومین شرط مدیریت اقتصادی از منظر قرآن کریم است؛ یعنی شخص باید متناسب با کاری که به وی واگذار می‌شود توانا باشد. کارهایی که به انسان واگذار می‌شود نیازمند قدرت و توانایی جسمی و روحی هم هست.
معصومی‌نیا با اشاره به اهمیت رعایت امانت در نزد مدیران اقتصادی اظهار کرد: شرط چهارم، «امین بودن» است. دختر حضرت شعیب فهمید که حضرت موسی(ع) شخصی امین است؛ چون نجابت، حیا، عفت و امانت را در وجود وی دیده بود و در نزد پدر شهادت داد که حضرت موسی امانت‌دار است و در مسئولیت خود خیانت نخواهد کرد.
عضو هیئت‌علمی دانشگاه خوارزمی در پایان گفت: قرآن کریم در آیه ۶۱ سوره مبارکه هود می‌فرماید: «وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ؛ و به سوى [قوم] ثمود برادرشان صالح را [فرستاديم] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد براى شما هيچ معبودى جز او نيست او شما را از زمين پديد آورد و در آن شما را استقرار داد پس از او آمرزش بخواهيد آنگاه به درگاه او توبه كنيد كه پروردگارم نزديك [و] اجابت‏ كننده است». طبیعی است که آباد کردن مملکت، بدون داشتن یک مدیر کاردان و کارآمد امکان‌پذیر نیست و لازمه تحقق این آیه شریفه داشتن مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح اقتصادی است.

مطالب مشابه
ارسال دیدگاه جدید
شما میتوانید نظر و پیشنهاد خود راجب سایت و مطلب را برای ما ارسال کنید.

دیدگاهی ارسال نشده است!